تبليغاتX
ماه بني هاشم عباس (ع)
وهرچه ازتو بگویم کم است یاعباس!

وعباس

از عباس نوشتن کار من زمینی !!!!!!..نیست!

آخر کدامین فرشی عرشی را میشناسد؟وجرات دارد نام اورا اینگونه وبی پروا بر زبان آورد!!!

هیبتی یدرک ولایوصف

عباس عاشقی سوخته دل....

عباس!!!

واژه ای غریب اما پر معنا!

آسمانی وشهاب نشان

پاک وطیب عاشق وواله

امیدناامیدان

واژه ای تشنه لب !واژه ای عاشق!واژه ای صبور!واژه ای .....این رادوست دارم حسین بگوید....میدانم که قطعا او میگوید واژه ای نه!برادری وفادار

عاشقی دلسوخته.شمعی فروزان.....لب تشنه ای که تشنه تر از آب،تشنه این بود که حسین رابرادر صدا کند!واو زمانی سیراب شد که زهرا او را برروی زانوان مبارکش قرار داد وخطاب به او فرمود:پسرم

عباس!

..غربت علی دیده....مصیبت زینب را چشیده......جگر برادر حسنش را دیده.....اما عباس ....

هنوز نمیدانم چه بگویم تا خودم را راضی کنم.........

من وقتی راضی یشوم که او........

عباس

آخر معرفت وصفا!عشق وفا.جود وسخا........زیرااوست پسر مولا

فرزند گل، زهراست

عباس برادر مولاست.......برادر زینب..وچه مجموعه عظیمی است...زینب وحسین وعباس

جمعی عاشق..جمعی تنها......جمعی خالص ومخلص

جمعی عرشی.....که جز بهشت سزای آنان نیست.......بهشت را نه!جز قرب خدا سزای آنان نیست

وآنان حق خودررااینگونه یافتند عباس علمدار وفداکرده دودست و..حسین رئیس سپاه وغم دیده وسراز بدن جداوزینب

اما زینب....رضابه رضای پروردگارش.......صبور به فراق برادرش......وآرام کننده رقیه

واینگونه خداوند آنان رابرای خود تربیت کردوآخر هم بسوی خود کشید........تا من وتو امروز از آنان بنویسیم وبخوانیم .وبه خود ببالیم که عاشق برگزیدگان

پروردگاریم

امروز میبالم به عشقم به محبوبم، به عباس،به امیدم،

وبیشتر به خود میبالم اگر او مرابپذیرد وناامیدم نکند

عباس جان این شناخت ومعرفتی زمینی بود

مراببخش!!!!

بزرگا عفو بفرما از این جسارت!

که اینگونه نارسا تورا سرودم

اما

میخواهم با دست ید اللهی ات

مشکل مرا

بگشایی قبل از اینکه اشک ناامیدی از چشمم ببارد دوست دارم

چشمم کرم بیشائبه تورا نظاره گر باشد!

مولایم مرا میپذیری؟

تامیلاد رسول الله چیزی نمانده !

التماست میکنم بگذاری نوشته های بعدی را باسپاس از خدا

وسپاس از توآغازکنم

به جان زهراازتو خواهش دارم مرابپذیری!

وهرچه از تو بگویم کم است یاعباس

تمام درد من از این غم است یا عباس

چه دور مانده ام از آفتاب چشمانت

بگیر دست مرا سردم است یاعباس

قربون توبرم آقا جان!

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 7:44 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

درد دل من با ارباب

باسلام

آغاز ولایت اربابم حجة ابن الحسن رو به ایشان ورهبر معظم انقلاب وشما عزیزان تبریک میگم ..

دوستان عزیز ممنونم که به این وبلاگ سر میزنید وابراز لطف میکنید

اول چندتا خواهش دارم که اول این آی دی رو ادد کنید:

tanin136614@yahoo.com

تا هروقت آپ کردم خبرتون کنم.......بعدش هر بار اومدین اینجا یه سر هم به این وبلاگ بزنید وبلاگ دوم خودمه:

http://www.14eshgh.blogfa.com

نظرتون هم اونجا بنویسید....

.............................

حالا هم میخوام یه درد دل با آقام کنم

ازروزی که اومدم و برا آقا اباالفضل باب الحوائج مینویسم یه حس خوب وقشنگی دارم ،فکر میکنم خودش دعوتم کرده........اما خودش میدونه چه گره بزرگی تو زندگیمه...که همه جوری داره زندگیم رو تباه میکنه...آقا جان میخواستم باامام رضا درد دل کنم کار کشید با خودت حرفام رو بزنم....میخوام بگم آقا تو خودت میدونی که من از شرایطی که پیش اومده همیشه گریزون بودم.همش میترسیدم اینطور بشه اما اقا جونم ..حالا که اینطور شد دلم به شما ها خوشه.تو که همه زندگی من رو میدونی از جیک وپیک منم خبر داری خودت وخدات شاهد هستین که من تاحالا جز در خونه شما رو بلد نبودم!!!به هیشکی جز شما ها رو نزدم ........بقیه اش رو هم نمیگم چون راز بین من وتو هست وبرای تو که باب الحوائجی درست نیست اینجا اونی رو که میدونی بنویسم......آخه آقاجون به والله من دیگه نمیدونم باید چیکار کنم تامشکلم حل بشه.دعا وزیارات رو همه چندین بار خوندم .نمازهایی رو که خودت خبر داری چندبار خوندم.....اما نشد که نشد نه میتونم بی خیال شم اگه هم بیخیال نشم و.....باز به ضرر منه.....آقا به حرمت امام حسین وهمون امام صادق و پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله.تا روز تولد آقام امام صادق گره از کار ما رو باز کن.تا نذرم رو ادا کنم........التماست میکنم ..تا بیام تو حرم امام رضا و.....آقام تولد حضرت زهرا سلام الله علیهادعوتمون کنه بیایم پابوسش....... آقا جان دودست تو پیش خدا خیلی ارج ومنزلت داره ....این گره کار ما رو با همون دستات از طرف خدا باز کن....التماست میکنم.........آقا تو میدونی من طالب زندگی پاکم اما.اگه این گره وا نشه......زندگی پاکم رو از دست میدم .آقا هرکی ندونه تو همه چی رو میدونی........آقا جان اگه تو این گره رو واکنی به احترام خواهرتون حضرت زینب سلام الله علیها یه وبلاگ عالی ودر شان ایشان هم براش میزنم...فقط دستم به دامنت ودخیلم به تو که مشکلم رو حل کنی!!!!!!!!!!!!آقاجونم حلش میکنی؟؟؟؟؟...میدونم که اگه یه قسمت بدم ناامیدم نمیکنی!آقام به پهلوی شکسته مادرت زهرا کمر منو نشکون وناامیدم نکن آقا به امید ناامید خودت ناامیدم نکن......حالا بازم منو ول میکنی؟حالا بازم ناامیدم میکنی؟آخه من آبرومند تر از شما رو سراغ ندارم که ببرم پیش خدا .......به گلوی علی اصغر آقا بغض توی گلوی من رو یه جور.شفا بده.بذار این اشکهایی رو که تو مدت این 5 ماه ریخته ام تبدیل به اشک شادی بشه .آقا دل من رو شاد میکنی؟؟؟آقا به حرمت امام حسن مجتبی دلشادم کن وناامیدم نکن.تا بازم رو داشته باشم بیام دم در خونه ات آخه.........دیگه خجالت میکشم التماست کنم.آقا بحق امام زمان که امروز آغاز ولایتش بر هممون هست یه عیدی به من بده وتا تولد امام صادق گره کار من رو باز کن.التماست میکنم...هر عزیزی که اینو میخونه حتما دورکعت نماز برای رفع مشکل کمرشکن من بخونه .انشاء الله که توی راه خودتون هم بیاد واین مشکل رو پیدا نکنید که قطعا اگه این کارو کنید .به خاطر نیت پاکتون خداوند نمیذاره این مشکل براتون پیش بیاد.......التماستون میکنم......

اینم واسه اقام

زهرا.....

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 11:28 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

شهادت امام عسکری علیه السلام تسلیت

بسم رب الحسین علیه السلام

یاعباس ادرکنی

سالروز شهادت جانسوز اب المهدی امام حسن عسگری علیه السلام رابه ساحت اربابم مهدی موعود علیه السلام ورهبر معظم انقلاب وشما عزیزان تسلیت میگم...

هرچه از ارباب بگیم کمه وکمه وکمه....چون ارزش اون خیلی خیلی خیلی زیاده.

فقط چندتا از سخنان حکیمانه ایشان رو مینویسم انشاءالله که واسطه بشه به درگاه خدا که مشکلم حل بشه..

اربابم امام حسن عسکری میفرمایند:

جدال مکن تاابهت خویش راازدست ندهی.شوخی مکن تا

دیگران دربرابر تو پررو نشوند.

خنده بیمورد از نادانی است.

خشم کلید .همه بدیها است

.دل ابله برسر زبان اوست وزبان دانا ی خردمند درکنج دل او

روزییکه خداوند تضمین کرده نباید ترا از کار لازم و انجام وظایف باز دارد.

عزیزی حق رازیرپانگذاشت مگرانکه خوارشد. و فرومایه ای

بحق توجه نکردجزانکه عزیزشد.

فروتنی نعمتی است که کسی بران رشک نبرد.

هرکه دوست خودراپنهانی اندرزگوید اورا اراسته است.

هرکه دوست خودرا اشکارا نصیحت کنداوراشرمنده کرده.

بهترین دوستان توان کسی است که گناه ترافراموش کندو

نیکی های تراازیادنبرد.

هرکه بر مرکب باطل سوارشود . ان مرکب او را به سرزمین

پشیمانی پیاده خواهد کرد.

اشخاص کینه توز.بی ارامترین مردمند.

جسارت فرزندان نسبت به پدردرکودکی منجربه عاق شدن

دربزرگی است.

به اندازه ای (به کیفیتی) که موجب ناراحتی شود به افراد

احترام مگذارید.

زیبایی چهره جمال برون است وخردمندی جمال درون .

تادلها شادوسرزنده اند به انها بیاموزیدوچون افسرده شدند

ازادشان بگذارید.

هرکه سرشتش پارسایی.طبیعتش گذشت وصفتش بردبار

ی است دوستان فراوان خواهند داشت.

ازشهرت طلبی وحب جاه بپرهیز.چه ایندو صفت ترا بهلاکت می کشاند.

ازگرفتاریهای کمرشکن.همسایه ای است که خوبی همسایه رابپوشاندوبدی اورابرملا سازد.

ازخدابترسیدومایه افتخارباشیدنه مایه شرمندگی.

شخص حزیص وازمند .بیش از روزی مقدر بدست نخواهد اورد.

هرکه تخم نیکی بپاشد.مسرت وشاد دلی بدرود.

هرکه تخم شروبدی بپاشد.پشیمانی بدرود.

شادی کردن دربرابر شخص مصیبت زده بی ادبی است.

بخشندگی رااندازه ای است که چون ازان اندازه بگذرد اسراف است.

احتیاط رااندازه ای است که چون ازان بگذرد.ترس است.

میانه روی درهزینه های زندگی اندازه ای دارد که چون از

آن بگذرد .بخل و تنگ چشمی است.

قدرنعمت نگه ندارد مگرشخص سپاسگزار.وارزش سپاس نیابد مگر دانا.

درتامین نیازمندیهای خودپیش ازهنگام ان.شتاب مکن تاترا

دلتنگ وملول نکندومایوس نسازد.

ان کسی که دشمنی خود را اشکار کند.ازدشمنان دیگر

زبون تراست.

هرکه ازنااهلی ثناگوید مورد سوءظن قرارگیرد..

اصراروپافشاری درخواهش.ارزش راکم میکندوشخص را به ناراحتی وخستگی می کشاند.

بهره ها رادرجاتی است.بنابراین برای چندین میوه ایکه بدان

دست نیابی .شتاب مکن.

کاملترین سرمایه ادب است که ازانچه ازدیگران بدمیدانی.

خود دوری کن.

از سهل انگاری درپیشگاه خداوند دوری کنید تااز زیانکاران

نباشید.

دوست نادان.مایه ناراحتی است.

چقدر زشت است مومن به چیزی علاقمند باشد که اورا خوارکند.

تربیت کردن نادان وبازگرداندن عادت ازسرمعتاد.کاری شبیه

معجزه است.

شمارامدتی کوتاه وروزهای محدود است ومرگ ناگهان میاید.

عبادت خدا به زیادخواندن نماز یاروزه زیادگرفتن نیست.البته عبادت کامل وپرارزش اینست که شخص برای تحصیل معرفت در افریده های خدا بسیاربیندیشد.

نصایحی گهربار برای رهروان و منتظران...» ... »

نقل شده است که امام حسن عسکری (علیه السلام) در نامه‌ای گهربار برای ابن بابویه(1) رحمة الله علیه که از فقهای مشهور زمان خویش بوده است، چنین فرموده‌اند:

"امّا بعد، تو را ای پیر و معتمد و فقیهم، ابو الحسن علی بن حسین قمی، که خدایت ‌برای کسب خشنودیهایش تو را موفّق بدارد و به رحمت خویش، از صلب ‌تو فرزندانی صالح، عطایت فرماید، سفارش می‌کنم به تقوای خدا و بر پای ‌داشتن نماز و پرداخت زکات، که نماز از مانعان زکات، پذیرفته نشود.

و تو را سفارش می‌کنم به آمرزش گناه، و فرو خوردن خشم، و صله ‌رحم و همدلی با برادران، و کوشش در (جهت رفع) نیازهای ایشان در سختی و آسانی، و بردباری در برابر نادانان، و نفقه در دین، و تربیت در کارها و رعایت قرآن، و خوشخویی، و امر به معروف و نهی از منکر که‌خداوند عزّ و جلّ فرمود:

"در بسيارى از سخنانِ درِگوشى (و جلسات محرمانه) آنها، خير و سودى نيست مگر كسى كه (به اين وسيله،) امر به كمك به ديگران، يا كار نيك، يا اصلاح در ميان مردم كند و هر كس براى خشنودى پروردگار چنين كند، پاداش بزرگى به او خواهيم داد )

... پس به وصیت من عمل کن و شیعیانم را بگو تا بدان وادار شوند. و برتو باد انتظار فرج که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "برترین اعمال امّت من، انتظار فرج است"، شیعیان ما همواره در اندوه خواهند بود، تا آنکه فرزندم ظهور کند؛ همان که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بدو مژده داد که زمین را از عدل و داد پر می‌کند، پس از آنکه از ستم و بیداد پر شده باشد. پس ای پیرو و شیعه من شکیبا باش و همه شیعیانم را به شکیبایی‌فرمان ده که: "زمین از آن خداست، آن را به هر که از بندگانش خواهد به میراث دهد، و فرجام از آنِ پرهیزکاران است."(3) و درود بر تو و بر تمام شیعیانم و رحمت و برکات خدا بر ایشان باد."

« برگرفته از كتاب هدایتگران راه نور، زندگانی امام حسن عسکری (علیه السلام)، تالیف آیت الله محمد تقی مدرسی (با اندکی تغییر

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 0:6 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 


واگذاری این وبلاگ برای ادامه به عاشق راستین حضرت ابالفضل العباس و امام حسین (ع) لطفا کسانی که مایل به ادامه این وبلاگ به بهترین شکل هستند بگویند تا کلمه عبور به آنها داده شود در خاتمه از این دوران طلایی و عرفانی خداحافظی میکنم و با این شعر به کار خود خاتمه میدهم و ادامه کار وبلاگ را به دوستان واگذارمیکنم در ضمن وبلاگ من در قسمت جستجوی گوگل اول هست و در برنامه ستاره زد سلام كن شبكه 5 وبلاگ اول شد. امیدوارم نفر بعدی که ارباب لیاقت این کار را بهش داده است این رتبه را حفظ نماید

ما وبلاگ ساختیم و رفتیم از اینجا

اجرمان با پسر شیر خدا

اجرمان با شهید کربلا

اجرمان با سقای کربلا


|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 9:55 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 


 

 

 

حب الحسين رشته تحصيلي شماست

 

دانش سراي عشق و جنون شهر كربلاست

 

در مبحث حسين شناسي موفقيد

 

موضوع بحث سينه زدن پاي روضه هاست

 

تا روز محشر مدركتان را نميدهند

 

برگ قبولي همه در پوشه خداست

 

پايين كارنامه هر شخص نوشته اند

 

اين مهر سرخ مهر شهنشاه كربلاست

 

محشر كنار درب جنان داد ميزنيد

 

مردم نديده ايد كه آقاي ما كجاست؟

 

تنها به عشق اوست كه به اينجا رسيده ايم

 

جنت بدون حضرت ارباب بي صفاست

 

ناگاه جبرئيل امين ناله ميزند

 

آقايتان حسين همان مرد سر جداست

 

محشر دوباره از غم او سينه ميزنيد

 

آنجا خدا به خير كند محشري به پاست

 

نه كه سينه بزنيد بشين بهشتي

 

تو بهشت بازم حسينيه ميسازيد

 


|+| نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 12:17 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 



 

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

 

 

و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.

 



 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 12:36 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 



 

حریم یک ابر مرد منشاء نور و احساس

طبیب کل عالم سپهدار دل عباس

عزیز فاطمه تو تکیه گاه عشقی

علمدار حسین و ساقی شاه عشقی

|+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 10:53 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  |