تبليغاتX
ماه بني هاشم عباس (ع)



عاقبت،مدفن ما دشت بلا خواهد شد

قبله سوم ما کرب و بلا  خواهد شد

برف سهل است،اگر سنگ ببارد هر شب

مجلس گرم عزاي تو به پا خواهد شد

 



|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 12:55 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

باز محرم رسید فصل عزای حسین(ع) //// سینه ما میشود کرب و بلای حسین(ع)

مردسني‌ ،ازمشاهده‌ كرامت‌ شيعه‌ شد!
حجة‌الاسلام‌ والمسلمين‌ آقاي‌ سيدمحمدعلي‌ جزايري‌ آل‌غفور، از مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌نوشته‌اند: اين‌ كرامت‌ به‌ خط‌ جداعلاي‌ مامرحوم‌ سيدعبدالغفورنوشته‌ شده‌ وبه‌ دست‌ مارسيده‌است‌،كه‌ اينك‌ بااندكي‌ اصلاح‌ درالفاظ‌ وعبارات‌(بدون‌ تغييردرمعاني‌)تقديم‌ مي‌گردد:
1.طويريج‌ دهي‌ است‌ درسه‌ فرسخي‌ كربلا كه‌ همه‌ ساله‌ روزعاشورادستجات‌ عزاوسينه‌زني‌ازآنجاپياده‌ به‌ كربلامي‌روندودسته‌ طويريج‌ مشهوراست‌.باري‌،زني‌ ازاهل‌ طويريج‌،حاجتي‌ داشته‌است‌ ،گوساله‌اي‌ نذرحضرت‌ عباس‌ مي‌كندوحاجتش‌ برآورده‌ مي‌شود.براي‌ زيارت‌ اول‌ ماه‌ رجب‌كه‌ به‌ كربلامشرف‌ مي‌شودگوساله‌اي‌ راهمراه‌ خودمي‌برد.دربين‌ راه‌ يكي‌ ازمأمورين‌ ژاندارمري‌ ،كه‌سني‌ بود،اورامي‌بيندومي‌پرسدگوساله‌ راكجامي‌بري‌؟مي‌گويد:نذرحضرت‌ عباس‌ است‌ وبه‌كربلامي‌برم‌.آن‌ راازاو
مي‌گيردومي‌ گويدنمي‌خواهدبه‌ كربلاببري‌!هرچه‌ زن‌ اصراروخواهش‌ مي‌كند،پس‌ نمي‌دهد.زن‌مشرف‌ به‌ كربلامي‌ شود ودرحرم‌ حضرت‌ ابوالفضل‌(ع‌)،جريان‌ رابه‌ آقاعرض‌ مي‌كند،كه‌ من‌ به‌نذرخودوفاكردم‌ ولي‌ آن‌
مردسني‌ ازمن‌ گرفت‌ ،وازآقاخواهش‌ مي‌كندكه‌ گوساله‌ راازآن‌ مأمورسني‌ بگيرد.شب‌ كه‌مي‌خوابددرخواب‌ خدمت‌ حضرت‌ عباس‌ (ع‌)رسيده‌ ومجدداًخواهش‌ مي‌كندكه‌ به‌ هروسيله‌شده‌ حضرت‌،گوساله‌ راازاوبگيرد.حضرت‌ مي‌فرمايد:نذرتورسيدوقبول‌ است‌!عرض‌ مي‌كندكه‌من‌ دلم‌ مي‌خواهدازاوبگيريد.مي‌فرمايد:من‌ گوساله‌ رابه‌ اوبخشيدم‌ وماخانواده‌ وقتي‌ چيزي‌ به‌كسي‌ بخشيديم‌ آن‌ راپس‌ نمي‌گيريم‌.باززن‌ اصرارمي‌ كند.حضرت‌ مي‌فرمايد:آن‌ مردحقي‌ به‌ گردن‌من‌ داردومن‌ به‌ تلافي‌ آن‌ حق‌،گوساله‌ رابه‌ اوبخشيدم‌.مي‌پرسد:آن‌ مردسني‌ چه‌ حقي‌برشمادارد؟!
مي‌فرمايد:مدتي‌پيش‌،همين‌ مردروزي‌ به‌ جايي‌ رفت‌.هوابسيارگرم‌ بود،وتشنگي‌ براوغالب‌ شدبه‌هدي‌ كه‌ نزديك‌ بودبه‌ هلاكت‌ برسد.پس‌ به‌ كنارنهرآبي‌ رسيدوازآب‌ آن‌ آشاميد.چون‌ سيراب‌شد،به‌ يادتشنگي‌ برادرم‌،امام‌ حسين‌(ع‌)،افتادواشك‌ ازچشمش‌ جاري‌ شدوبرقاتلان‌ آن‌ حضرت‌لعنت‌ فرستاد.به‌ اين‌ سبب‌ من‌ گوساله‌ رابه‌ اوبخشيدم‌.
وقتي‌ زن‌ به‌ طويريج‌ برگشت‌،بازآن‌ مردسني‌ راديدوجريان‌ خوابش‌ رابراي‌ اونقل‌كرد.مردگفت‌:بياگوساله‌ رابگير!گفت‌:نمي‌گيرم‌،حضرت‌ عباس‌(ع‌)به‌ توبخشيده‌.مردگفت‌:به‌خداقسم‌،ازاين‌ موضوع‌ بجزخداكسي‌ خبرنداشت‌.لذاتوبه‌ كردوگفت‌:اين‌ خانواده‌برحقند.أشهدأن‌َعلياًولي‌الله‌.وي‌ شيعه‌ شدوهمان‌ روزكربلابه‌ زيارت‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ (ع‌)رفت‌وطوايف‌ اعراب‌ هم‌ كه‌ اين‌ خبرراشنيدندهمه‌ به‌ زيارت‌ حضرت‌ مشرف‌ شدندوبعضي‌ ازبستگان‌آن‌ مردنيزبه‌ آئين‌ تشيع‌ درآمدند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 1:3 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  |