تبليغاتX
ماه بني هاشم عباس (ع)


در شب تاسوعا بود که در محلی غذای نذری پخش میشد کودکی را دیدم که وقتی غذای نذری امام حسین(ع)و حضرت عباس(ع) را گرفت آروم بوسید و مثل مهر نماز به پیشانی خود میگذاشت و پی در پی میبوسید و  بدون آنکه از جایی یاد گرفته باشد یا تقلید کند به طور کاملا" خود جوش چند بار بوسید و بر پیشانیش میگداشت  از دیدن این صحنه حال عجیبی به من دست داد و اشک در چشمانم به حلقه در آمد و ........................

حالا شما این صحنه را تصور کنید !!!!!!!  نظرتون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 9:38 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 



 حضرت علي (ع) در خانه به كودكش حضرت عباس(ع) كه تازه شروع به صحبت كردن  كرده بود فرمودند: بگو يك حضرت عباس (ع) گفت يك گقتند بگو دو حضرت گفت چطور ميتونم به زباني كه به يكتايي خدا شهادت داده وعدد يك گفته عدد دوبگويم ؟؟؟حضرت علي(ع)تبسمي كرد و كودك را در آغوش گرفت.

  هيچ داني نور رعد و برق از بهر چيست ؟

برق شمشير ابوالفضل وقت تمرين با عليست

 نقل از كتاب چهره درخشان قمربني هاشم-جلد 4


جابر ابن عبدالله انصاري از ياران پيامبر(ص) بود .روزي نزد آن حضرت رفت. و وقتي وارد خانه شد ديد  كه پيامبر(ص) دستها و زانوهايش را به زمين گذاشته و حسين(ع) را بر پشت خود سوار كرده و حضرت چهار دست و پا راه ميرفت و ميفرمود:    تو چه شترخوبي داري و من چه سواركار خوبي دارم .حسين(ع) هم از شادي ميخنديد و پاهايش را تكان ميداد و ميگفت: حي حي تند برو ..............تند برو...................پيامبر(ص) هم حسين را سواري ميداد وبعد در اتاق به دنبال حسين(ع) مي دويد و او را ميگرفت و بوسه باران ميكرد و  ميگفت :_ حسين(ع) از من است و من از حسين(ع) هر كه او را دوست داشته باشد خداوند دوستش دارد. 

 نقل از مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ص 420 


پيامبر(ص) در مسجد در حال نماز جماعت بودند و حسين (ع) هم كه كودكي بود در گوشه اي نشسته بود. وقتي كه پيامبر(ص) به سجده رفتند حسين(ع) بر پشت پيامبر(ص) نشست حضرت سجده را طولاني كرد تا  كودك پايين بيايد . مردم كه به سجده رفته بودند از طولاني شدن سجده تعجب كردند چون تا به حال پيامبر(ص) سجده اش را انقدر طولاني نميكردآنها فكر كردند كه در حال سجده بر پيامبر(ص) خدا وحي نازل شده. وقتي كه نماز تمام شد مردم دور پيامبر(ص) جمع شدند وعلت طولاني شدن سجده را پرسيدند! پيامبر(ص) فرمود: فرزندم حسين(ع) كه برترين مردم امتم پدر اوست بر پشتم سوار شده بود و من براي اين كه باعث ناراحتي او نشوم منتظر ماندم وسجده را طولاني كردم تا خودش پايين بيايد.و گفت اين كودك جان من است من نميتوانم زمين خوردن او را ببينم.

نقل از مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 29 

و داستانهاي كودكي امام حسين(ع) ص 52

 حالا امپراطور عالم حسين(ع) كه هميشه روي دوش نبي بود و دربالا هم مطالعه كردبد در كربلا چه بر سرش آمد:

 اي زينت دوش نبي روي زمين جاي تو نيست

خار و خاشاك زمين منزل و ماواي تو نيست

تا تو شدي حسين كشته و ما بي سرو سامان شديم

يكسره سر گشته كوه وبيابان شديم



از سه واقعه فوق کدامیک برایتان جذاب تر بود؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 5:40 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 


در روز دوشنبه با یک قالب جدید و زیبا و مطالبی راجع به میلاد امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) بروز میشوم .در ضمن جا دارد  در همین جا از زحمات دوست بسیار خوبم امین عزیزم که طراحی قالب جدید را بر عهده داشته تشکر بنمایم .

این هم آدرس سایتش که اگه قالب زیبا میخواهین حتما بهش سر بزنید.

                                                      http://rayehe-reyhan.blogfa.com/


|+| نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386 ساعت 1:46 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 


عاشقان كم كم به شور و التهاب افتاده اند
بهر احياي محرم در شتاب افتاده اند

مجمر و اسپند و بيرق را فراهم كرده اند
فكر چاي روضه و قند و گلاب افتاده اند

كودكان را در ميان كوي و برزن ديده اي؟
در بناي تكيه ها از خورد وخواب افتاده اند

اين فراخوان محرم مرزها را هم شكست
ارمني ها در پي اجر و ثواب افتاده اند

روضه خوان ها را مگر زينب خودش ياري كند
از بيان ماجرا در اضطراب افتاده اند

مقدم هر ناشناسي را غنيمت بشمريد
چون شماري در مسير انتخاب افتاده اند

ميزبان زهرا كه باشد نان به هر كس مي رسد
دانه ها كم كم به زير آسياب افتاده اند


                      نظرتون راجع به شعر بالا چيه؟؟؟؟

|+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386 ساعت 10:10 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 


روز عرفه‌، روضة‌ حضرت‌ عبّاس‌عليه‌السلام‌ را بخوان‌!
حجة‌ السلام‌ والمسلمين‌ حاج‌ سيدحسن‌ ابطحي‌، در كتاب‌ «ملاقات‌ با امام‌ زمان‌ عَلَيه‌ِ السَلام‌»آورده‌ است‌:
بدون‌ ترديد حضرت‌ بقية‌ الله - روحي‌ فداه‌-در مجالس‌ عزاي‌
حضرت‌ سيّد الشّهدا عَليه‌ِالسَلام‌حاضر مي‌شوند، زيرا آن‌ حضرت‌ خود را صاحب‌ عزا مي‌دانند. بخصوص‌، اگر مجلس‌ را افردامتقي‌ و با اخلاص‌ تربيت‌ داده‌ باشند و باز بالأخص‌ اگر در اماكنه‌ متبركه‌ تشكيل‌ شود و يا روضه‌اي‌خوانده‌ شود كه‌ مورد علاقة‌ آن‌ حضرت‌ باشد.مثلاً غالباً در مجالسي‌ كه‌ روضة‌ حضرت‌ابوالفضل‌عليه‌السلام‌ خوانده‌ مي‌شود آن‌ حضرت‌ نظر لطفي‌ به‌ آن‌ مجلس‌ دارند.
يكي‌ از دوستان‌، كه‌ راضي‌ نيست‌ اسمش‌ را در كتاب‌ ببرم‌، مي‌گفت‌: در سال 136۷ شمسي‌ به‌ مكه‌ معظمه‌ مشرّف‌ بودم‌.روحاني‌ كاروان‌، كه‌ مرد خوبي‌ بود، سه‌ شب‌ قبل‌ از آنكه‌  
به‌ عرفات‌ برويم‌، درعالم‌ رؤيا حضرت‌ ولّي‌ عصرعليه‌السلام‌ را ديده‌ بود و آن‌ حضرت‌ به‌ او فرموده‌ بودند كه‌ در روزعرفه‌، روضة‌ حضرت‌ ابوالفضل‌عليه‌السلام‌ را بخوان‌ كه‌ من‌ هم‌ مي‌آيم‌.
بعد از ظهر عرفه‌، در بين‌ دعاي‌ عرفه‌، روحاني‌ كاروان‌ مشغول‌ روضة‌ حضرت‌ابوالفضل‌عليه‌السلام‌ شد. همة‌ اهل‌ كاروان‌ به‌ طور ناگهاني‌ ديدند كه‌ مردي‌ بسيار نوراني‌ با لباس‌احرام‌ در وسط‌ جمعيّت‌ نشسته‌ و براي‌ مصائب‌ حضرت‌ اباالفضل‌ العبّاس‌عليه‌السلام‌ شديداً گريه‌مي‌كند. افراد كاروان‌ كم‌ كم‌ مي‌خواستند متوجّه‌ او شوند، بخصوص‌ بعد از آنكه‌ روحاني‌ كاروان‌گفت‌ كه‌ من‌ چند شب‌ قبل‌ خواب‌ ديدم‌ كه‌ حضرت‌ بقية‌ الله - به‌ من‌ فرمودند كه‌ روز عرفه‌، روضة‌ حضرت‌ اباالفضل‌عليه‌السلام‌ را بخوان‌، من‌ هم‌مي‌آيم‌ .
آن‌ مرد ناشناس‌ متوجه‌ شد كه‌ بعضي‌ به‌ او نگاه‌ مي‌كنند،      
لذا آن‌ حضرت‌ از ميان‌ جمعيّت‌ حركت‌كردند و مي‌خواستند از در خيمه‌ بيرون‌ بروند. زن‌ فلجي‌ در كاروان‌ ما بود، صدا زد آقا! حضرت‌برگشتند و به‌ او نگاه‌ كردند. او اشاره‌ به‌ پايش‌ كرد، يعني‌ پاهاي‌ من‌ فلج‌ است‌.  در آن لحظه 
حضرت‌ ولي‌ّعصرعليه‌السلام‌ به‌ او فرمودند از عمویم عباس (ع)بخواه تا از خدا بخواهد چون تمامی ما حاجات مردم را که از ما درخواست میکنند از عباس(ع) میخواهیم که از خدا بخواهد(به خاطر مقامی که خدا به او واگذار کرده)  و از در خيمه‌ بيرون‌ رفتند.
زن‌ فلج‌ ۳ ساعت بعد‌ كسالتش‌ بر طرف‌ شد و حتي‌ تمام‌ اعمال‌ حجّش‌ را از قبيل‌ طواف‌ حج‌ّ وسعي‌ بين‌ صفا و مروه‌ و طواف‌ نساء را خودش‌ بدون‌ آنكه‌ كسي‌ كمكش‌ كند انجام‌ داد.

از جمله‌ اختصاصات‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ العبّاس‌عليه‌السلام‌ بر آوردن‌ حاجات‌ اشخاص‌ و افرادي‌است‌ كه‌ از دور و نزديك‌ به‌ آن‌ حضرت‌ توسّل‌ جسته‌اند. حتّي‌ بوداييها و بت‌ پرستان‌، درهندوستان‌ و آفريقا و کلیمی ها و زرتشتیان و غيره‌، نذر مي‌كنند و توسّل‌ مي‌جويند، و حاجت‌ خود را مي‌گيرند.در ميان‌ ارامنة‌ ساكن‌ در تبريز و تهران‌ و در تمام‌ ايران‌ نيز بسيارند كساني‌ كه‌ براي‌ حضرت‌ روضه‌نذر مي‌كنند يا گوسفند مي‌كشند


|+| نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 9:15 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

قسمت دوم خاطرات سفر کربلام

دوستان از من خواسته بودن که از خاطرات کربلا بیشتر بنویسم من هم قسمتی دیگر از خاطرات سفر پارسال به کربلام رو مینویسم:

توی بين الحرمين( واي كه چه آرامش روحي و حسي داشت ) رو به روي حرم  حضرت ابوالفضل(ع) نشسته بودیم که ايراني ها و اعراب يكي شدند و حتي از اهل تسنن هم بودند و بعد از سينه زني از رو به روي حرم حضرت عباس(ع) با ذكر عقيله العرب ميدويدند به سمت حرم امام حسين(ع) و دوباره بر ميگشتند باور كنيد و كم كم جمعيت به 200 نفر رسيد هر كي ميومد ميرفت تو جمع. بعضي ها از گريه و تصور واقعه كربلا بيهوش ميشدند  اگر شما اونجا بودين جمعيت چنان مدويدن بين دو حرم كه فكر ميكردين ظهر عاشورا شده و بي بي زينب(س) داره دنبال شمر(لعنت الله) ميره كه سر برادر رو جدا نكنه و گاهي مياد كنار بدن صد چاك قمر بني هاشم عباس(ع) سري به نيزه بلند است خدا كند كه نباشد سر برادر زينب از جنان تا قتلگاه زهرا(س) صدا ميزد حسين..... زينب(س) صدا ميزد حسين..... علي (ع) ناله ميزد حسين....... محمد(ص) به سر ميزد حسين......... در گودال قتلگاه دشمن ميخندد به نگاه ابا عبدالله نگاهش سوي خيمه ها زدند كودكان ابا عبدالله شمر به روي سينه اش مادر قد خميده اش قد خميده تر شد واي واي حسين چه كند با دستان از تن جداي  برادرش عباس(ع)ديگه نميتونم بقيه اش رو بگم هر لحظه اش خاطره است....

فقط ميتونم بگم :  تمومه خواب و خيالم توي بين الحرمينه يه طرف آقام ابوالفضل يه طرف شاهم حسينه كرب و بلا يادش بخير چه جاي با صفاي بود كنار و اون صحن و ضريح همه دلها خدايي بود يادش بخير يادش بخير كه توي بين الحرمين به سينه و سر ميزديم به عشق آقامون حسين اون همه عشق و مستي و ناله و اشك يادش بخير گنبدهاي طلايي و ميدون مشك يادش بخير يادش بخير اون روزهايي كه مهمون آقام شديم يه شب جمعه تو حرم عباس تا دم صبح سينه زديم.


|+| نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386 ساعت 11:4 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 


امام حسین(ع):

مردم برده و بنده دنيا هستند، و دين لعابی  است که تا وسايل زندگی فراهم است ، به دور زبان مي گردانند، ولی وقتی دوران آزمايش فرا رسد، دينداران کمياب مي شوند.


امام حسین(ع):

مردی نزد امام حسين (ع ) آمد و گفت : "من مردی  گناهکارم و از معصيت پرهيز نمي کنم ، مرا پند و اندرز بده ". امام حسين (ع ) فرمودند: "پنج کار انجام بده و هر چه مي خواهی گناه کن . اول : روزی خدا را نخور و هر چه مي خواهی گناه کن . دوم : از ولايت و حکومت خدا خارج شو و هر چه مي خواهی  گناه کن . سوم : جايی را پيدا کن که خدا تو را نبيند و هر چه مي خواهی گناه کن . چهارم : وقتی عزرائيل برای گرفتن جان تو مي آيد، او را از خود دور کن و هر چه مي خواهی گناه کن . پنجم : وقتی مأمور و مالک جهنم مي خواهد تو را در آتش بيندازد، در آتش نرو و هر چه مي خواهی گناه کن


امام حسین(ع):

مبادا از کسانی باشی که از گناهکاری  مردم بر آنان مي ترسد، اما خويشتن از مکافات عمل خود غافل است ، زيرا خداوند بزرگ از بخشيدن بهشت فريب نخواهد خورد و به اراده خداوند، جز با فرمان برداريش نمي توان به پاداشهايی که وعده داده است رسيد.


|+| نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386 ساعت 10:29 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 


دست من افتاد اما آبرويم را خريد

مادرم ام اللبنين شد نزد زهرا رو سفيد

گرچه با صورت به مهر كربلا كردم سجود

آبرويم را همين يك سجده در عالم خريد

سجده اي كردم به روي مهر لبهاي حسين

كه صداي ذكر آن را زينب از خيمه شنيد

بي وضو و بي تيمم بود گرچه سجده ام

فاطمه جاي تيمم دست بر رويم كشيد

تا صدا كردم اخا ادرك اخا ديدم حسين

دستهايش در كمر بود و به مقتل مي دويد

تا سرم را روي زانو مادرم زهرا گرفت

اشك پاك ديده اش بر چشم خونبارم چكيد


|+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 0:9 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 


سلام به تو دوست عزیزم شاید شنیده باشی که وهابیون(لعنت الله) جنایتکار چه دستور کثیفی را صادر کرده اند راستی من که نفهمیدم اینها از کی دستور میگیرن(آمریکا و اسرائیل) شما میدونید؟؟؟؟!!!! آخه یکی نیست بهشون بگه بابا مگه شما کاسه داغ تر از آشین؟؟؟؟

خدا اگه میخواست خودش یه زلزله بپا میکرد تا شما به زحمت نیوفتین .اگه ما ضریح امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) را میبوسیم به خاطر اینکه به اذن خدا محل رفت و آمد ملائک عرش میباشد.(یه کم مطالعه کنید تو احدایث!!!!!!)

این رو بدونین اگر بارها این مکانهای مقدس خراب شوند پروردگار عالم  دوباره بر پاشون میکنه پس زیاد زحمت نکشین.در ضمن امام حسین (ع) و عباس ابن علی(ع) در قلب ما جا دارن و با از بین رفتن حرمشون عشق آنها در وجود ما از بین نمیرود.از خشم خدا و  حضرت ابوالفضل(َع) بترسید ولی ما شیعه ها و هر انسان آزاده ای در جهان ساکت نمیشویم و امکان مقدستان را با خاک یکسان میکنیم.ما راه امام حسین (ع) را ادامه میدیم و جلو ظلم شما ایستاده ایم .در خاتمه با این شعر صفا کنین:

آنکه بر حرم آل عبا تاخته ای

پرده حرمت خورشید بر انداخته ای

خود بگویم اگر از ظلمت تزویر هنوز

نصب شهره این سلسله نشناخته ای

میتوان کشت مگر چشمه خورشید به تیر

آنکه شمشیر عناد بر سر من آخته ای

من که سر چشمه میراث نمیرندگی ام

از پی انهدام حرم که این معرکه را  ساخته ای

شد نهان تا به قیامت علم عباسم

علم از دست علمدار نیا انداخته ای

 من حسین علی ام                        مومنان را ولی ام


|+| نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386 ساعت 8:59 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  |