تبليغاتX
ماه بني هاشم عباس (ع)
میلاد آقا امام حسین و آقا ابوالفضل العباس (ع) بر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد         مبارک باد

|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385 ساعت 12:16 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385 ساعت 11:58 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

گویند روزی به عباس ابن علی خوشه انگوری دادند و او به سرعت از خانه بیرون رفت . به او گفتند کجا میروی ؟ گفت از برای برادرم حسین میبرم.

آری این است وفای مردی که عرش خدا زیر پایش میلرزد.

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 ساعت 6:27 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 ساعت 1:26 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

اشکال

یکی از عقائد مهمه مسلمانان به معراج رفتن پیغمبرشان است که از دیدگاه  عقل امری محال به حساب می آید چرا که چند اشکال عمده دارد که با هم مرور می کنیم.

 

اشکال اول : برای اقدام به یک سفر فضائی و فرار از جاذبه زمین به سرعتی معادل چهل هزار کلیومتر در ساعت نیاز است

اشکال دوم : در خارج از جوّ زمین هوائی وجود ندارد و انسان در آنجا نمی تواند زنده بماند

اشکال سوم : در خارج از جوّ زمین اشعه های خطرناکی بمانند اشعه کیهانی و اشعه ما وراء بنفش و اشعه ایکس وجود دارد که در خارج از جو زمین بر ارگانیسم بدن انسان تاثیر گذاشته بطوری که کشنده و مرگبار است

 

با اشکالات موجود میتوان دریافت که این عقیده مسلمانان نیز خرافی ای بیش نیست.

 

جواب

قبل از بیان جواب نیاز است که ما به مقدمه ای اشاره کنیم.

 

مقدمه : قضیه معراج پیغمبر یکی از معجزات آن حضرت  به حساب می آید . اصولا در معجزه دو امر اساسی وجود دارد . اول : معجزه از اموراتی است که عقلا محال نیست . دوم : معجزه بوسلیه قدرت الهی انجام می گیرد ( بطوری که از انجام چنین کاری عاجز باشند)

 

اما اصل جواب

 

تمام اشکالاتی که مطرح شده بیشتر به خصوصیت اول معراج ( اینکه معراج عقلا محال نیست ) برمی گردد یعنی می خواهند بگویند :

 

معراج عقلا محال است واقع  شده باشد چون محال است که انسان بتواند با سرعت بالا از جوّ زمین خارج بشود

 

معراج عقلا  محال است واقع شده باشد چون محال است انسان ( به خاطر عدم وجود هوا و بی وزنی ) در خارج از جو زمین زنده بماند .

 

معراج عقلا  محال است واقع شده باشد چون محال است انسان با وجود تابش مستقیم  اشعه کیهانی و ایکس بر بدنش زنده بماند .

 

سوال : آیا واقعا  این امورات محال عقلی است ؟

 

جواب : بشر با پیشرفت علمی خود ثابت کرد که هیچکدام از این امورات محال عقلی نیست

بشر توانسته با ساختن سفینه های فضائی با سرعت بالا از جوّ زمین خارج شود ..... بشر توانسته است با ساختن لباس مخصوص از اشعه های مختلف در خارج از جو زمین خود را حفظ نماید ..... بشر توانسته است با امکانات و تمرینهای متعدد با بی وزنی مقابله کند .   

بنا بر این خارج شدن از جوّ زمین عقلا محال نیست چون بشر الان علنا آن را انجام می دهد .

حال می گوئییم

 

هنگامی که بشر با این قدرت محدود خود بتواند خود را به نوعی در برابر این محالات  قرار دهد و آنان را به  ممکن تبدیل کند آیا با استمداد از نیروی نا محدود الهی این امر برای پیغمبر ما ممکن نیست ؟ بلکه همچنانکه در مقدمه ذکر کردیم  نیروی الهی در معجزه  فوق نیروی بشری است و همچنانکه می بینید این معجزه ( یعنی  معراج پیغمبر )  بدون امکانات امروزی بوده است که نشان دهنده نیروئی فوق نیروی بشری است ( کما اینکه تمام معجزات انبیای الهی بدین نحو بوده است مثلا  در زمان حضرت موسی اصل  ِ تبدیل عصا به حیوانی بمانند مار ممکن بود و خیلی از ساحران این فعل را انجام می دادند اما نیروی الهی عصای موسی را به ماری بزرگ تبدیل کرد که در توان بشر نبوده است )

 

البته لازم بذکر است که برای پیغمبر وسیله ای برای صعود به آسمانها بوده که بعضیها نام آن را براق و بعضیها رفرف و غیره نامیده اند . نکته مهم آنست که این وسیله به قدرت الهی طوری عمل می کند که فوق وسائل پیشرفته امروز بشری است .

خلاصه : با مشاهدات خارجی در میابیم که اصل خروج از جوّ زمین امری ممکن بوده و اگر پیغمبر اکرم بدون امکانات از جوّ زمین خارج شدند به قدرت نا محدود  الهی بوده است که  ما نظیر این قدرت  را در معجزات پیغمبران قبلی نیز مشاهده می کنیم

 

ماخذ : تفسیر نمونه و تفسیر سوره اسراء نوشته محسن قرائتی

 

ملاحظه 1 : تمام مباحثی که مطرح شد مربوط به آسمان اول است که آنرا  آسمان مُلک می گویند . و الا سیر پیغمبر اکرم در شش آسمان دیگر نیز بوده است که به آنها آسمان ملکوت می گویند .

 

ملاحظه 2 : به تمسخر گرفتن قضیه معراج توسط معاندین از همان زمان پیغمبر شروع شده و تا به الان هم ادامه دارد و آن را از خرافات می دانند که صد البته همه اینها از روی عناد است و بس .

اگر آنها به چشم خود به معراج رفتن پیغمبر را ببینند باز هم حاضر نیستند معراج پیغمبر را پذیرفته و قبول کنند که در مورد آن اشتباه کرده اند همچنانکه در مورد قضیه شق القمر نیز اینچنین عمل کردند.

 

همین عده افراد سالها مسلمانان را به خاطر عقیده به معجزه شقّ القمر  ( از ناحیه پیغمبر) مسخره می کردند و می گفتند این عقیده خرافی ای بیش نیست ولی سال قبل دانشمندان اعلان کردند که در سطح کره ماه شکاف بزرگی وجود دارد که نشان می دهد قضیه شقّ القمری که مسلمانان به آن عقیده دارند واقعیت دارد . آیا با شنیدن این خبر این عده افراد حاضر شدند قبول کنند که در مورد قضیه شق القمر دچار اشتباه شده اند ؟

 

آری عزیزان ....... این عده افراد بمانند ابوجهلی که با چشم خود شق القمر را دید ولی منکر آن شد و دست به هزار توجیه نا بجا زد ، بهیچ وجه حاضر نیستند حقّ را قبول کنند و خود را مصداق این آیه شریفه قرار داده اند  که می فرماید : لهم اعینٌ لا یبصرون بها یعنی آنها چشم دارند اما نمی بینند.

 

با تشکر از دست اندکاران سایت شبهه

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 ساعت 10:34 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 ساعت 9:46 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

خدايا تو را شكر مي‌كنم.

خدايا تو را شكر مي‌كنم كه مرا آفريدي.

خدايا تو را شكر مي‌كنم كه مرا انسان آفريدي.

خدايا تو را شكر مي‌كنم كه مرا انسان مسلمان آفريدي.

خدايا تو را شكر مي‌كنم كه مرا انسان مسلمان شيعه آفريدي.

خدايا تو را شكر مي‌كنم كه مرا انسان مسلمان شيعه ايراني آفريدي.

..............

خدايا تو را شكر مي‌كنم.چرا كه به من اجازه داده‌اي كه شكر تو را به جا آورم و انديشه و زبان و قلم من را قادر ساختي تا بتواند قطره‌اي از اقيانوس بي‌كران وجودت را شاكر باشد.

خدايا تو را شكر مي‌كنم كه مرا آفريدي.چرا كه مرا لايق دانستي تا به اراده و خواست تو در اين جهان هستي قدم گذارم تا شايد بتوانم ذره‌اي از وجود با عظمتت را درك كنم.

خدايا تو را شكر مي‌كنم كه مرا انسان آفريدي.چرا كه به گفته خودت انسان اشرف مخلوقاتت مي‌باشد و تو چه كريمي كه من را جزء اشرف مخلوقاتت قرار دادي.

خدايا تو را شكر مي‌كنم كه مرا انسان مسلمان آفريدي.ديني كه كاملترين و آخرين فرمانهايت را براي سعادت و خوشبختي انسان به قلب و سرشت بهترين مخلوقت،محمد مصطفي(صلوات الله عليه و اله) هديه كردي و مرا لايق دانستي كه از پيروان دين پيامبر خاتم باشم.

خدايا تو را شكر مي‌كنم كه مرا انسان مسلمان شيعه آفريدي.والاتر و عاشقانه‌تر از اين چه، كه علي (عليه‌السلام) را ولي و جانشين آخرين نبيت قرار دادي و چه شكري بهتر از اين كه عشق و ارادت چهارده نور مقدس را در دلم نشاندي كه با اين بذل و بخششت خير دنيا و آخرت را برايم به ارمغان آوردي.

خدايا تو را شكر مي‌كنم كه مرا انسان مسلمان شيعه ايراني آفريدي.و چه زيباست در ميان قومي قدم به عرصه وجود نهادم كه آوازه شير زنان و دلير مردانش زبانزد خاص و عام است و مي‌توان تجلي آن را در ايمان،استقامت،شجاعت،دليري و استواري مردم اين  آب و خاك در نبرد با دشمن متجاوز در هشت سال دفاع قهرمانانه ملت ايران جستجو كرد.

و باز خدايا تو را شكر مي‌كنم....

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 ساعت 5:37 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 ساعت 9:58 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

اشکال 

چرا اسلام در مورد زنان به مردان اجازه داده که متوسل به تنبيه بدني شوند ؟ ( آيه 34 سوره نساء ) آيا اين حکم اسلام خشونت بر عليه زنان نيست ؟

 

جواب 

اولا : اين حکم فقط در اسلام نيست بلکه در تمام قوانين دنيا هنگاميکه طرق مصلحت آميزبراي وادار کردن افراد به انجام وظيفه ( واموراتي که قبلا متعهد شده بود که انجام دهد ) کار ساز نبود متوسل به خشونت ميشوند نه تنها ضرب ، بلکه گاهي بيشتر و تا آنجائي که اعدام را در برخي موارد جائز شمردند ! . در اسلام نيز هر يک از زن و مرد موقع عقد ِ ازدواج متعهد به اموراتي ميشوند که موظف به انجام آن در مقابل همسر هستند که سر پيچي آنها احکام جزائي را در پي دارد که اين ايه شريفه يک نمونه از احکام جزائي براي خانمهائي استکه از وظيفه شان سر پيچي کردند . پس تخلف کردن از تعهدات ، در تمام قوانين دنيا داراي احکام جزائي است نه فقط اسلام .

ثانيا : نظر روانشناسان امروزي بر آنستکه جمعي از زنان داراي حالتي به نام مازوشيسم يعني آزار دهندگي هستند و گاه اين حالت در آنان تشديد ميشود که تنها راه آرامش انان تنبيه مختصر بدني است ( جالبست بدانيد اولا ايه شريفه درمورد زنانيستکه از اموراتي که حق شوهر است سر پيچي کرده و انها را مورد اذيت قرار ميدهند . ثانيا : در ذيل تفسير آيه 34 سوره نساء هم رواياتي وارد شده که تنبيه بدني خانمها بايد مختصر باشد و طوري باشد که ديه در بر نگيرد )

 

نتيجه : اين دستور خداوند نه تنها خشونت نيست بلکه از جهت روانشناسي يک نوع درمان براي اين دسته از زنان به حساب ميايد که قانوني استکه در قوانين ديگر دنيا معادل آن را مشاهده ميکنيم.

 

ماخذ : تفسير نمونه ذيل تفسير آيه 34 سوره مباركه نساء

نکته جالب : غربيها مسلمانان را متهم به خشونت بر عليه زنان ميکنند در حاليکه آمار جهاني در باب طلاق و خشونت بر عليه زنان ، بر عکس است و اين خشونت آنقدر در جوامع غربي زياد است که در کشوري مثل اوکراين در مدت زمان بسيار کمي 17 زن بدست شوهرانشان کشته شدند که چندي پيش در رسانه هاي خبري پخش شد و در برخي کشورهاي غربي ازدواج به يکسال هم نميکشد ! . و از نمونه هاي از هم پاشيدگي نظام خانواده در کشور هاي غربي ، حمايت دولت مردان آنها از همجنس بازان و جواز ازدواج همجنسان است که آخرين آنها چند روز پيش در کشور کانادا بود که به تصويب مجلس اين کشور رسيد !

 

به غربيها ميگوئييم نميخواهد به دستورات اسلام اشکال کنيد چرا که :  کل اگر طبيب بودي درد خود دوا نمودي ...... غربيها به جاي گير دادن به دستورات اسلام که براي مستحکمتر شدن نظام خانواده تببين شده ، بهتر است آمار طلاق و نمونه هاي خشونت بر عليه زنان در کشور خود را پائيين بياورند .

 

با تشکر از دست اندرکاران سایت شبهه

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 ساعت 8:35 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 11:12 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

چهارده گیسوی بر هم ریخته / چهارده طبل فلک آویخته
چهارده ماه فلک پرواز کن / چهارده خورشید هستی ساز کن
چهارده پرواز در هفت آسمان / هریکی رنگین تر از رنگین کمان
چهارده الیاس در باد آمده / چهارده خضر به امداد آمده
چهارده کنعانی یوسف جمال / چهارده موسی به سینای کمال
چهارده نوح به دریا متصل / چهارده روح جدا از آب و گل
چهارده دریای مروارید جوش / چهارده سیل سراپا در خروش
چهارده گنجینه ی علم لدن / چهارده شمشیر پولاد آب کن
چهارده سر چهارده سردار دین / چهارده تفسیر قرآن مبین
چهارده پروانه ی افروخته / چهارده شمع سراپا سوخته
چهارده سرمست بی جام و سبو / جرعه نوش از باده ی اسرار هو
چهارده میخواره ی ساقی شده / وجه الربک گشته و باقی شده
چهارده منصور منصور آمده / کلهم نور علی نور آمده
|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 2:12 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

بین حسین و عباس در کربلا نشستیم / خیل ملک چو دیدیم گفتیم یا ابو الفضل

     ****دعای فرشتگان عرش خدا در حق زائرین ابا عبدلله الحسین (ع)****

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 10:0 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

حسین ارباب من غریبه مادر                               بمیرم آقای بی سر

تو ابو فاضل عشقه خدایی                                یا ابوفاضل یا ابو فاضل

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 9:36 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

عکس حسین تو خونمه/اون باعثه جونونمه/ارباب حسین دوست دارم

ذکر لب و زبونمه/به سنگ قبره من اینو هک بکنین به رنگ خون /به جز حسین ابن علی حرفی نداشته بر زبون/

به جای حمد و فاتحه بالا سرم بگین حسین/که یا حسین بهشتمه خدایی توی عالمین/

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 9:4 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

ام البنین ام البنین گهواره جنبان زمین

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 7:48 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت 8:13 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت 3:49 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 


مقام معظم رهبري :1

هركس در راه روشنگري فكر مردم تلاش كند ، 1

از یك انحراف جلوگیري كند ، 1

از یك سو فهمي جلوگیري كند ، 1

چون در مقابله با دشمن است ، 1

جهاد است . 1

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت 3:21 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت 12:33 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

دلت رو گره بزن با قبره عباس و حسینش..........

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت 11:11 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

قرآن بهترین و برترین کتاب دنیاست.

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت 10:21 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت 10:1 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

دلم میخواد هرچی دارم نذر امام حسین کنم

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت 9:56 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

                   درود بر روح مقدس آقا ابآالفضل العباس

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت 9:48 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

اشکال

خداوند در سوره نحل ميگويد : خداوند شما را از شکمهاي مادرانتان بيرون آورد در حاليکه چيزي نميدانستيد ( نحل / 78 ) و حال آنکه در سوره اعراف جهل را بد دانسته و به پيغمبر دستور داده که از جاهلين روي گرداند ( اعراف / 199 ) . اگر جهل بد است پس چرا خداوند انسانها را جاهل به دنيا آورده است ؟ مگر مسلمانان نميگويند : از خداوند افعال قبيح صادر نميشود ؟

 

جواب

جهل بر دو قسم است:

1_ جهل در مقابل علم >>> آنچه که در آيه 99 سوره مبارکه اعراف آمده است از اين نوع جهل است يعني شما را بدنيا آورديم در حاليکه جاهل بوديد ( علم نداشتيد ) . اين نوع از جهل ذاتا بد نيست بلکه باقي ماندن بر آن بد است . لذا ميبينيد در روايات ما را به علم جوئي تشويق کرده و راه رسيدن به علم را به ما ياد داده و فرمودند : مفتاح العلم السوال يعني کليد دستيابي به علم سوال کردن است . و يا در سوره زمر خداوند در قالب سوال ، برتري عالم بر جاهل را اينچنين مطرح ميفرمايد که : هل يستوي الذين يعلمون و اللذين لا يعلمون ؟

 

2_ جهل در مقابل عقل >>> آنچه که در آيه 87 سوره مبارکه نحل آمده است از اين نوع جهل است . جهل در مقابل عقل يعني انسان بمقتضاي آنچه که عقل درک کرده عمل نکند و يا بعبارت ساده تر انسان به آنچه که از حق درک کرده عمل نکند و روي گرداند . خداوند در آيه 87 سوره مبارکه نحل ميفرمايد : اي پيغمبر از کسانيکه حق ّ را درک کردند اما حاضر به قبول آن نيستند ، روي گردان . روايتي در همين زمينه داريم که ميفرمايد : صديق کل امريء عقله و عدوه جهله يعني دوست هر کسي عقل اوست و دشمنش جهل اوست . مراد از اين جهل به مقابله عقل ، جهل به معناي دوم يعني جهل به معناي عمل نکردن به مقتضاي عقل است .

خلاصه : با توجه به توضييحاتي که گفته شد معلوم ميشود که جهل در دو آيه به دو معناي مختلف استعمال شده است و نتيجة آن اينستكه خداوند دچار انجام فعل قبيح نشده است .

 

ماخذ : تفسير بيان تاليف دکتر محمد علي انصاري ذيل تفسير سوره مبارکه يوسف آيه 3۳

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 ساعت 9:27 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

اشکال

چرا در قرآن بارها دستور قتل کافران داده شده تا آنجائييکه گفته شده : واقتلوهم حيث ثقفتموهم يعني بکشيد آنها را هر جا که آنها را يافتيد ( 191 / بقره ) آيا اين خشونت نيست ؟

 

جواب

خداوند در برابر آزار و اذيت مشرکين چهاردستور به پيغمبر و مومنين داده است

دستور اول : دستور به صبر >>> فاصبر علي ما يقولون يعني اي پيغمبر در برابر بدگوئي و زخم زبان آنان صبر پيشه کن ( طه / 130 )

دستور دوم : دستور به بخشش و ناديده گرفتن اذيت و آزار >>> فاعفوا و اصفحوا يعني بديهاي آنان را ببخشيد و اصلا ناديده بگيريد ( بقره / 109 )

دستور سوم : دستور به صبر در ريختن خون آنان >>> کفوا ايديکم يعني از ريختن خون مشرکين دست برداريد ( نساء /77 )

دستور چهارم : دستور به جهاد و ريختن خون آنان >>> اقتلوهم حيث ثقفتموهم يعني بکشيد آنها را هر جا که آنها را يافتيد ( بقره / 191 )

دستور چهارم به هنگامي صادر شد که مشرکين و کفار کار را به جائي رساندند که از هر نوع آزار و اذيتي در حق مسلمانان دريغ نکردند همچنانکه در خود آيات قران اين مطلب ديده ميشود مثلا در آيه 39 سوره حج ميگويد : اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا يعني به انها که قتال ميکنند اجازه داده شد چون به آنها ظلم شده بود .

اکثرکسانيکه اسلام را دين خشونت معرفي ميکنند تمسک به آيات جهاد کرده اند که درصدرآن همين آيه 191 سوره مبارکه بقره است .

 

بررسي آيه 191 سوره بقره

با بررسي آيه 190 و 191 سوره بقره فهميده ميشود که : اين دستور خداوند وقتي صادر شد که کفار مکّه بعضي از مسلمانان را کشتند و بعضي ديگر را از خانه هايشان بيرون کردند چرا که در اين دو آيه ميفرمايد : و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونکم يعني بکشيد در راه خدا آنهائي که عده اي از شما را کشتند . و همچنين ميفرمايد : اخرجوهم حيث اخرجوکم يعني آنها را از خانه هايشان بيرون کنيد بجهت آنکه آنها شما را از خانه هايتان بيرون کردند .

در ادامه آيه ، خداوند متعال افعال مشرکين اعم از قتل و اخراج مسلمانان از خانه هايشان را نوعي فتنه معرفي کرده و ميفرمايد : والفتنة اشدّ من القتل يعني فتنه ( کشتن مسلمانان و آزار و اذيت آنان ) بد تر است از قتل کفار و مشرکين يعني اگر قتل اين عده از مشرکين کار بدي باشد ، بدتر آنستکه اين عده مشرکين بر مسلمانان سيطره پيدا کرده و آنان را به قتل برسانند و بقيه را نيز از خانه هايشان بيرون کنند .

از تمام کسانيکه به اين آيات اشکال کرده و آن را نوعي خشونت معرفي ميکنند سوال ميکنيم که اگر عده اي نزديکانتان را به قتل برسانند و شما را از خانه هايتان بيرون کنند آيا شما دست روي دست خواهيد گذاشت تا اينکه حکم قتل شما را نيز صادر کنند يا اينکه در صدد دفاع بر خواهيد آمد ؟؟ و اگر دفاع کنيد خشونت به حساب مي آيد ؟؟

 

خلاصه : با بررسي آيات قرآن به اين نتيجه ميرسيم که دستور قتل کفار و مشرکين ، دستور ابتدائي نبوده بلکه اين دستور در پي کشته شدن عده اي از مسلمانان بدست مشرکيني صادر شده که از هيچ نوع آزار و اذيتي در حق مسلمانان اباء نداشتند . بنا بر اين آيه در صدد بيان دفاع مسلمانان از خود در برابر قتل و آزار و اذيت مشرکين است .

ماخذ :تفاسير الميزان و نمونه ذيل آيه 191 سوره مبارکه بقره

 

ملاحظه : متاسفانه عده اي سود جو با بيان قسمتي از اين آيات و چشم پوشي از قسمت ديگر  ، اسلام را دين خشونت براي مردم معرفي ميکنند که در حال حاضر مبلغان مسيحي در اين امر تلاش وافري را مبذول داشته اند تا جائييکه رسما در شبکه هاي تلويزيوني ايالتي آمريکا مبلغان مسيحي با استفاده از قسمتي از آيات و چشم پوشي از قسمت ديگر ، اسلام را دين خشونت و خونريزي و کشور گشائي معرفي ميکنند که در مورد همين افراد زيبا گفته است :

به حقيقت آدمي باش و گرنه مرغ باشد

که همين سخن بگويد به زبان آدميت

 

با تشکر از دست اندرکاران سایت شبهه



|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 ساعت 3:59 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

 

اشکال

چرا شيعيان اينقدر مقام ِ امام سوم خود را بالا برده اند تا جائييکه زيارت عاشوراي آن امام را برابر با هزار حج و عمره و هزار غزوه همراه پيغمبر دانسته اند . آيا اين اغراق آميز نيست ؟

 

جواب

مقام والاي امام حسين عليه السلام بر هيچ يک از مسلمانان پوشيده نيست چرا که هم اهل تسنن و هم اهل تشيع روايات فراواني را در وصف آن امام بزرگوار نقل کردند که نشان از مقام والاي آن امام بزرگوار و همچنين نشان از مقام والاي دوستداران آن امام بزرگوار دارد . ما به سه حديث از احاديثي که در کتب معتبره اهل تسنن وجود دارد اشاره ميکنم

 

1_ در حاليکه در نص صريح ، پيغمبر اکرم فرمودند : تمام بهشتيان جوان هستند ، آنحضرت امام حسين را سرور جوانان اهل بهشت معرفي ميکنند .......  روايت : حسن و حسين عليهما السلام سرور جوانان اهل بهشتند . ( جامع ترمذي ، ابواب المناقب ، باب المناقب الحسن و الحسين )

 

2 ـ  دوستداران و محبين امام حسين محبوب ِ خداوند هستند ...... روايت : پيغمبر اکرم فرمودند : حسين از من است و من از حسين ....... خداوند دوست دارد هر کسي را که حسين را دوست بدارد ( ترمذي ، ابواب المناقب ، باب المناقب الحسن و الحسين )

 

3_ از همه بالاتر اينکه حضرت رسول دوستداران و پيروان ِ امام حسين را هم درجه خود در روز قيامت دانسته اند ..... روايت : هر کسي مرا دوست بدارد و حسن و حسين و پدر و مادرشان را دوست بدارد در روز قيامت در درجه من خواهد بود . ( ترمذي ابواب المناقب باب مناقب علي ابن ابيطالب )

 

خلاصه : مقام والاي امام حسين را خود شما اهل تسنن در کتابهايتان نقل کرديد پس ما را ملامت نکنيد که چرا اينقدر مقام آن امام را بالا برده ايد و اما در مورد ثواب زيارت عاشوراء هم بايد بگوئييم : وقتي دوستداران امام حسين در مقام انبياء در قيامت محشور ميشوند پس هيچ اغراقي نيست که در روايات آمده زيارت خود ِِ آن امام بزرگوار ثواب ِ فراواني بمانند آنچه که ذکر کرديد را داراميباشد .

 

ماخذ : کتاب علل و پيدايش مذاهب اربعه نوشته آيت الله رضا زاده

 

با تشکر از دست اندرکاران سایت شبهه

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 ساعت 3:57 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

سلام دوستان

با تشكراز الطاف خداوند اميدوارم با راه اندازي اين وبلاگ بتوانم هدف خود را جهت تبليغ دين اسلام بكار ببريم تا ديگر اديان هم بتوانند از اين چشمه بي پايان الهي بهره مند شوند. با تشكر از بسيجي فعال آقاي سعيد بركتي

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 ساعت 3:43 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  |