
بچه بودم که مادرم اسم تو گردنم میکرد
وقتی محرم میومد پیرهن سیاه تنم میکرد
دست منو گرفته ای رها مکن رها مکن
نوکر و از در خونه ات جدا نکن نکن
بزرگترهای من منو تو مجلس تو برده اند
هوام رو داشته باش آقا منو به تو سپرده اند
ای سید اهل بهشت تو افتخار عالمی
فقط نه پادشاهه من تو پادشاهه عالمی
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
قدرت سامورایی!
شب ها در تکیه لخت می شود
و میانداری می کند
و روزها مردم را لخت می کند
و زورگیری ...!
وقتی محرم می آید...
فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار
را از بساطش جمع می کند
وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر (ع)
و حضرت عباس (ع)
را در بساطش پهن ...!
وقتی محرم می آید...
ستار گلمکانی صاحب بزرگترین
بنگاه ملک و ماشین شهر
۱ماه تکیه راه می اندازد
و خودش در روز تاسوعا
سر مردم گل می مالد
و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!
وقتی محرم می آید...
آقای صولتی
تا پایان اربعین تمام پاساژش
را سیاه می کند
و تا آخر سال هم مشتری هایش را!
وقتی محرم می آید...
قادر روزهای تاسوعا و عاشورا
قمه می زند و علم می کشد
ولی در ماه رمضان
سیگار ازلبش نمی افتد!
وقتی محرم می آید...
سیامک چشم چران!
که پاتوقش همیشه خدا
نزدیک مدارس دخترانه است
در دسته جات عزاداری
اسفند دود می کند!
وقتی محرم می آید...
نیما پشت ماکسیمایش می نویسد
"من سگ کوی حسینم"
ولی هیچ وقت از چارلی!
سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!
وقتی محرم می آید...
حاج مجید مداح معروف شهر
بابت ۷ ساعت مداحی
حقوق ۵۰ روز
یک کارگر را می گیرد!
وقتی محرم می آید...
جباری رییس شرکت
لبنیات شیر تو شیر!
۳۰شب شیر صلواتی
به خلق خدا می دهد
و ۳۳۵ روزهم
با اضافه کردن آب
شیرشان را می دوشد!
وقتی محرم می آید...
به جای آنکه ما
بر مصیبت مولا بگرییم
مولا بر مصیبت ما می گرید!
وقتی محرم می آید...
حاج آقا کلامی
۹شب مردم را به تقوی دعوت می کند
ولی در شب دهم
سر زود پایین آمدن از منبر
با هیت امنا دعوی می کند!
وقتی محرم می آید...
هیت امنای مسجد ...علیه السلام!
درست وقت اذان ظهر عاشورا
اطعام عزاداران را شروع می کنند
و بعد از آن با انرژی و فلوت!
سینه می زنند و گریه می کنند !
وقتی محرم می آید...
کل یوم عاشورا
یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه
کل ارض کربلا
یعنی...چند مسجد و چند تکیه !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی خورشید
عصر عاشورا غروب کرد
او هم می رود
تا سال بعد !
تا یاد بعد!
البته به نظر من اربابمان حسین لطف و رحمتش بیش از اینهاست و باز و باز مارا قبول دارد
سالهست مسئوليت نام مقدسي بر دوشم سنگيني ميكند .....مدتي است غم سنگينتر صاحب نامم بر قلبم سنگيني ميكند.....اين غم زهراست كه گاهي قلم عشق رابه حركت مي آورد وصفحه خط خطي دل را مي آرايد.زهرا ....كاش علي بود تا كمي زهرا را ميسرود....كاش حسين بود تا از مادري اوبرايم بگويد......به دنبال حاضر اهل بيت ميروم غمي بر دلم دوبار ساكن ميشود...آخر از كجا ودركدامين دشت وكنار كدام كوه به دنبال يوسف زهرا بگردم........تا برايم از زهرا بخواند........اين روز ها دربه درم .......از غم زهرا وبراي زهرا.....مشكلمدوري از اوست....آري زهرا .همان زهرايي كه زمانه بيش از 18سال نتوانست عظنتش راتحمل كند!همويي كه گوش همسايگانش لياقت صداي شيونش رانداشتند.....همويي كه همسايگانش را اورا ازخانه راندند تا گريه اورا نشنوند زهرا به صحرايي پناه برد پر آفتاب تا به ناچار حسن وحسين سايه بان مادر شدند تا او آرام وبلند وبي دغدغه گريه كند!........
اي آموزگار من يا زهرا.......
علم آموختند را بنازم كه زيبا مي آموزي ..طوري كه اشكم با ياد آوري كلاس درست جاري ميشود ....آخرين جلسات كلاس را به يادداري!همان لحظه بين در وديوار.....همان لحظه اي كه بين در وديوار قرار گرفتي تا به من بياموزي كه در راه عشق،درراه حق هر خطري را براي خود بخر،هركاري در راه ولايت علي بكن،آري به من آموختي كه عشق است وهزار راه پر خون....محسن ها كشته ميشوند!...پهلوها شكسته ميشوند.....سينه ها به مثمار در مي آميزند....سرها برسر نيزه ميرود.فرق هاشكافته ميشود........جگرها پاره ميشود.....دختران يتيم ميشوند.......خواهران بي برادر.....ودلي شكسته ميشود...بانوي من تو بي شك بين در وديوار هدفي داشتي وآن هم اين بود كه به من درس عشق آموختي.....سينه تو پاره شد تا من دربرابر خدا چيزي براي شفاعت وشفاي درد بي درمانم داشته باشم......
وهرچه از توبگويم كم است يازهرا
تمام درد من از اين غم است يازهرا
چه دور مانده ام از آفتاب چشمانت
بگير دست مرا سدم است يازهرا
جهان هميشه همين بوده است بااين حال
هنوز مسئله اي مبهم است يازهرا
كه ميخ پهلوي خورشيد را چگونه شكافت
كه پشت ماه از آن غم خم است يازهرا
تورابه دوش گرفته است در سكوتي تلخ
كه چاه نيز نامحرم است يازهرا
به زير خاك تورا مثل گنج پنهان كرد
كدام خاك ؟خدا اعلم است يازهرا
بي بي بي حرم قبرت كجاست مادر
اي روشني خانه
اي سوخته پروانه
اينگونه غريبانه
هجرت مكن از خانه
اي يار علي زهرا
غمخوار علي زهرا
اززيان علي:
اي كاش به جاي تو سيلي به رخم ميخورد
تااينكه بماني تو جاي تو علي ميمرد
مديون تو ام زهرا
ممنون توام زهرا
هماي خانه حيدر
گل ريحان هحيدر
شبانه پر نكش زهرا
تواز كاشانه حيدر
مرو زهرا مرو زهرا
مروزهرا
منم تنها ترين سردار
تو هستي كشته مثمار
نوشته ميخ در باخون پيامت را روي ديوار
زهرا جان ......به حق حسين وبه عشق عباس ازتو ميخواهم اين بند پاره را تو از خدا بخواه تا دوباره به روز اول برگرداند گره كورش را باز كن ..به حسين تو قسم دين ودنيايم در اين ره ازبين ميرود اگر تو دست حمايت بر من نگشايي.......زهراجان درد خدا را تو خوب ميفهمي ..درد من اينگونه است طبيب من به دادم برس تا اين سرطان ....همه زندگيم را به جهنم نفرستاده!التماست ميكنم يا مولاي من..مولاي من به هردري كه ميشناختم چنگ زدم اما همين نيم نگاه تو مشكل مرا حل ميكند بحق علي....بحق حسن وحسين....وبه وفاي عباس تا اين چهل روز تا تموم نشده من رو آزادم كن
يا مولاتي يا فاطمه اغيثيني
بسم رب الحسين
سلام به دوستاي عزيزي كه به عشق ارباب پا ميذاند تو كلبه عباس وحسين عليهما السلام
اومدم از خانم فاطمه زهرا بنويسم اما اول لازم ديدم واسه عزيزي كه كامنت گذاشته وگفته كه چقدر خدا مهجوره تو نوشته هام و......بايد از خدا چيز بخوايم نه ........يه شفاف سازي كنم:
يه دفعه يه چيزي شنيدم كه لازمه اينجا واستون بگم فكر ميكنم توي سخنراني آقاي پناهيان بود كه گفتند وقتي رسول الله خواستند رحلت بفر مايند از ايشان خواسته شد كه حال كه ديگه ايشون در بين امت نيستند اخلاقي از خودشون رو برا امت باقي بذارند ايشان هم فرموندند كه دوتااز اخلاقم رو برا مردم پيش حسن وحسينم باقي ميذارم كه از بين اونها بخشش وكرمش رو به امام حسين ميده و همون حاج آقا ميگفت كه حسين منبع بخشش وفضل وكرم شد واباالفضل هم درب اون....(اميدوارين بفهميم چي ميگم)ووقتي ميخوايم امام حسين رو واسطه كنيم به درگاه خدا بايد از درب ا ون وارد بشيم يعني «عباس »ومن هم به خاطر مشكلي كه دارم آبرو مندتر از اين خاندان رو نديدم كه واسطه كنم پيش خدا تا خدا به فضل وكرمش وبه حرمت اونا مشكل من رو حل كنه.......در ضمن همونجا شنيدم كه گفتند كه اباالفضل دودستش رو درراه خدا وبه عشق خدا تقديم كرد وخدا به وسطه همين كار اعظم ايشان(حمايت ولايت)به اببالفضل لقب باب الحوائج داده وبه قول خودمون دستش رو باز گذاشته.....وگرنه لعنت خدا بر اون كسي باشه كه دهنده حاجات رو وحلال مشكلات رو غير از حضرت پروردگار بدونه.ائمه واباالفضل و......تنها كساني هستند كه ما ميتونيم حاجاتمون رو به واسطه اونها به درگاه حق ببريم......تاخدا به آبروي ايشان مشكل مارو حل كنند......برادر يا خواهر من شما وقتي ميخواي از خدا چيزي بخواي نميگي خدايا بحق ....بحق.....به پهلوي شكسته زهرا .....وصدتا قسم ديگه بااتصال اهل بيت فلان مشكلم رو حل كن؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب همه حرفاي من هم همينه چون به درگاه خدا آبرو ندارم وروسياهم اين بزرگواران رو ميبرم به درگاه خدا.حالا اگه شما اونقدر به خودتون مطمئنيد كه بي واسطه خدا مشكلتن رو حل ميكنه (بابا اي ول)برا من حقير هم دعا كنيد......
|
اگه واسه سيستمم مشكلي پيش نياد فردا از خانم زهرا مينويسم
التماس دعا














وعباس
از عباس نوشتن کار من زمینی !!!!!!..نیست!
آخر کدامین فرشی عرشی را میشناسد؟وجرات دارد نام اورا اینگونه وبی پروا بر زبان آورد!!!
هیبتی یدرک ولایوصف
عباس عاشقی سوخته دل....
عباس!!!
واژه ای غریب اما پر معنا!
آسمانی وشهاب نشان
پاک وطیب عاشق وواله
امیدناامیدان
واژه ای تشنه لب !واژه ای عاشق!واژه ای صبور!واژه ای .....این رادوست دارم حسین بگوید....میدانم که قطعا او میگوید واژه ای نه!
برادری وفادار
عاشقی دلسوخته.شمعی فروزان.....لب تشنه ای که تشنه تر از آب،تشنه این بود که حسین رابرادر صدا کند!واو زمانی سیراب شد که زهرا او را برروی زانوان مبارکش قرار داد وخطاب به او فرمود:پسرم
عباس!
..غربت علی دیده....مصیبت زینب را چشیده......جگر برادر حسنش را دیده.....اما عباس ....
هنوز نمیدانم چه بگویم تا خودم را راضی کنم.........
من وقتی راضی یشوم که او........
عباس
آخر معرفت وصفا!عشق وفا.جود وسخا........زیرااوست پسر مولا
فرزند گل، زهراست
عباس برادر مولاست.......برادر زینب..وچه مجموعه عظیمی است...زینب وحسین وعباس
جمعی عاشق..جمعی تنها......جمعی خالص ومخلص
جمعی عرشی.....که جز بهشت سزای آنان نیست.......بهشت را نه!جز
قرب خدا سزای آنان نیست
وآنان حق خودررااینگونه یافتند عباس علمدار وفداکرده دودست و..حسین رئیس سپاه وغم دیده وسراز بدن جداوزینب
اما زینب....رضابه رضای پروردگارش.......صبور به فراق برادرش......وآرام کننده رقیه
واینگونه خداوند آنان رابرای خود تربیت کردوآخر هم بسوی خود کشید........تا من وتو امروز از آنان بنویسیم وبخوانیم .وبه خود ببالیم که عاشق برگزیدگان
پروردگاریم
امروز میبالم به عشقم به محبوبم، به عباس،به امیدم،
وبیشتر به خود میبالم اگر او مرابپذیرد وناامیدم نکند
عباس جان این شناخت ومعرفتی زمینی بود
مراببخش!!!!
بزرگا عفو بفرما از این جسارت!
که اینگونه نارسا تورا سرودم
اما
میخواهم با دست ید اللهی ات
مشکل مرا
بگشایی قبل از اینکه اشک ناامیدی از چشمم ببارد دوست دارم
چشمم کرم بیشائبه تورا نظاره گر باشد!
مولایم مرا میپذیری؟
تامیلاد رسول الله چیزی نمانده !
التماست میکنم بگذاری نوشته های بعدی را باسپاس از خدا
وسپاس از توآغازکنم
به جان زهراازتو خواهش دارم مرابپذیری!
وهرچه از تو بگویم کم است یاعباس
تمام درد من از این غم است یا عباس
چه دور مانده ام از آفتاب چشمانت
بگیر دست مرا سردم است یاعباس
قربون توبرم آقا جان!
باسلام

آغاز ولایت
اربابم حجة ابن الحسن
رو به ایشان ورهبر معظم انقلاب وشما عزیزان تبریک میگم ..
دوستان عزیز ممنونم که به این وبلاگ سر میزنید وابراز لطف میکنید
اول چندتا خواهش دارم که اول این آی دی رو ادد کنید:
tanin
13
661
4
@
yah
oo.c
om
تا هروقت آپ کردم خبرتون کنم.......بعدش هر بار اومدین اینجا یه سر هم به این وبلاگ بزنید وبلاگ دوم خودمه:
نظرتون هم اونجا بنویسید....
.............................
حالا هم میخوام یه درد دل با آقام کنم
ازروزی که اومدم و برا آقا اباالفضل باب الحوائج مینویسم یه حس خوب وقشنگی دارم ،فکر میکنم خودش دعوتم کرده........اما خودش میدونه چه گره بزرگی تو زندگیمه...که همه جوری داره زندگیم رو تباه میکنه...آقا جان میخواستم باامام رضا درد دل کنم کار کشید با خودت حرفام رو بزنم....میخوام بگم آقا تو خودت میدونی که من از شرایطی که پیش اومده همیشه گریزون بودم.همش میترسیدم اینطور بشه اما اقا
جونم ..حالا که اینطور شد دلم به شما ها خوشه.تو که همه زندگی من رو میدونی از جیک وپیک منم خبر داری خودت وخدات شاهد هستین که من تاحالا جز در خونه شما رو بلد نبودم!!!به هیشکی جز شما ها رو نزدم ........بقیه اش رو هم نمیگم چون راز بین من وتو هست وبرای تو که باب الحوائجی درست نیست اینجا اونی رو که میدونی بنویسم......آخه آقاجون به والله من دیگه نمیدونم
باید چیکار کنم تامشکلم حل بشه.دعا وزیارات رو همه چندین بار خوندم .نمازهایی رو که خودت خبر داری چندبار خوندم.....اما نشد که نشد نه میتونم بی خیال شم اگه هم بیخیال نشم و.....باز به ضرر منه.....آقا به حرمت امام حسین وهمون امام صادق و پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله.تا روز تولد آقام امام صادق گره از کار ما رو باز کن.تا نذرم رو ادا کنم..
......التماست میکنم ..تا بیام تو حرم امام رضا و...
..آقام تولد حضرت زهرا سلام الله علیهادعوتمون کنه بیایم پابوسش.....
.. آقا جان دودست تو پیش خدا خیلی ارج ومنزلت داره ....این گره کار ما رو با همون دستات از طرف خدا باز کن....التماست میکنم.........آقا تو میدونی من طالب زندگی پاکم اما.اگه این گره وا نشه......زندگی پاکم رو از دست میدم .آقا هرکی ندونه تو همه چی رو میدونی...
.....آقا جان اگه تو این گره رو واکنی به احترام خواهرتون حضرت زینب سلام الله علیها یه وبلاگ عالی ودر شان ایشان هم براش میزنم..
.فقط دستم به دامنت ودخیلم به تو که مشکلم رو حل کنی!!!!!!!!!!!!آقاجونم حلش میکنی؟؟؟؟؟...میدونم که اگه یه قسمت بدم ناامیدم نمیکنی!آقام به پهلوی شکسته مادرت زهرا کمر منو نشکون وناامیدم نکن آقا به امید ناامید خودت ناامیدم نکن....
..حالا بازم منو ول میکنی؟حالا بازم ناامیدم میکنی؟آخه من آبرومند تر از شما رو سراغ ندارم که ببرم پیش خدا .......به گلوی علی اصغر آقا بغض توی گلوی من رو یه جور.شفا بده.بذار این اشکهایی رو که تو مدت این 5 ماه ریخته ام تبدیل به اشک شادی بشه .آقا دل من رو شاد میکنی؟
؟؟آقا به حرمت امام حسن مجتبی دلشادم کن وناامیدم نکن.تا بازم رو داشته باشم بیام دم در خونه ات آخه.........دیگه خجالت میکشم التماست کنم.آقا بحق امام زمان که امروز آغاز ولایتش بر هممون هست یه عیدی به من بده وتا تولد امام صادق گره کار من رو باز کن
.التماست میکنم...هر عزیزی که اینو میخونه حتما دورکعت نماز برای رفع مشکل کمرشکن من بخونه .انشاء الله که توی راه خودتون هم بیاد واین مشکل رو پیدا نکنید که قطعا اگه این کارو کنید .به خاطر نیت پاکتون خداوند نمیذاره این مشکل براتون
پیش بیاد....
...التماستون میکنم...
...
اینم واسه اقام

زهرا...
..
بسم رب الحسین علیه السلام
یاعباس ادرکنی
سالروز شهادت جانسوز اب المهدی امام حسن عسگری علیه السلام رابه ساحت اربابم مهدی موعود علیه السلام ورهبر معظم انقلاب وشما عزیزان تسلیت میگم...
هرچه از ارباب بگیم کمه وکمه وکمه....چون ارزش اون خیلی خیلی خیلی زیاده.
فقط چندتا از سخنان حکیمانه ایشان رو مینویسم انشاءالله که واسطه بشه به درگاه خدا که مشکلم حل بشه..
اربابم امام حسن عسکری میفرمایند:
جدال مکن تاابهت خویش راازدست ندهی.شوخی مکن تا
دیگران دربرابر تو پررو نشوند
.خنده بیمورد از نادانی است
.خشم کلید .همه بدیها است
.
دل ابله برسر زبان اوست وزبان دانا ی خردمند درکنج دل اوروزییکه خداوند تضمین کرده نباید ترا از کار لازم و انجام وظایف باز دارد
.عزیزی حق رازیرپانگذاشت مگرانکه خوارشد. و فرومایه ای
بحق توجه نکردجزانکه عزیزشد
.فروتنی نعمتی است که کسی بران رشک نبرد
.هرکه دوست خودراپنهانی اندرزگوید اورا اراسته است
.هرکه دوست خودرا اشکارا نصیحت کنداوراشرمنده کرده
.بهترین دوستان توان کسی است که گناه ترافراموش کندو
نیکی های تراازیادنبرد
.هرکه بر مرکب باطل سوارشود . ان مرکب او را به سرزمین
پشیمانی پیاده خواهد کرد
.اشخاص کینه توز.بی ارامترین مردمند
.جسارت فرزندان نسبت به پدردرکودکی منجربه عاق شدن
دربزرگی است
.به اندازه ای (به کیفیتی) که موجب ناراحتی شود به افراد
احترام مگذارید
.زیبایی چهره جمال برون است وخردمندی جمال درون
.تادلها شادوسرزنده اند به انها بیاموزیدوچون افسرده شدند
ازادشان بگذارید
.هرکه سرشتش پارسایی.طبیعتش گذشت وصفتش بردبار
ی است دوستان فراوان خواهند داشت
.ازشهرت طلبی وحب جاه بپرهیز.چه ایندو صفت ترا بهلاکت می کشاند
.ازگرفتاریهای کمرشکن.همسایه ای است که خوبی همسایه رابپوشاندوبدی اورابرملا سازد
.ازخدابترسیدومایه افتخارباشیدنه مایه شرمندگی
.شخص حزیص وازمند .بیش از روزی مقدر بدست نخواهد اورد
.هرکه تخم نیکی بپاشد.مسرت وشاد دلی بدرود
.هرکه تخم شروبدی بپاشد.پشیمانی بدرود
.شادی کردن دربرابر شخص مصیبت زده بی ادبی است
.بخشندگی رااندازه ای است که چون ازان اندازه بگذرد اسراف است
.احتیاط رااندازه ای است که چون ازان بگذرد.ترس است
.میانه روی درهزینه های زندگی اندازه ای دارد که چون از
آن بگذرد .بخل و تنگ چشمی است
.قدرنعمت نگه ندارد مگرشخص سپاسگزار.وارزش سپاس نیابد مگر دانا
.درتامین نیازمندیهای خودپیش ازهنگام ان.شتاب مکن تاترا
دلتنگ وملول نکندومایوس نسازد
.ان کسی که دشمنی خود را اشکار کند.ازدشمنان دیگر
زبون تراست
.هرکه ازنااهلی ثناگوید مورد سوءظن قرارگیرد
..اصراروپافشاری درخواهش.ارزش راکم میکندوشخص را به ناراحتی وخستگی می کشاند
.بهره ها رادرجاتی است.بنابراین برای چندین میوه ایکه بدان
دست نیابی .شتاب مکن
.کاملترین سرمایه ادب است که ازانچه ازدیگران بدمیدانی
.خود دوری کن
.از سهل انگاری درپیشگاه خداوند دوری کنید تااز زیانکاران
نباشید
.دوست نادان.مایه ناراحتی است
.چقدر زشت است مومن به چیزی علاقمند باشد که اورا خوارکند
.تربیت کردن نادان وبازگرداندن عادت ازسرمعتاد.کاری شبیه
معجزه است
.شمارامدتی کوتاه وروزهای محدود است ومرگ ناگهان میاید
.عبادت خدا به زیادخواندن نماز یاروزه زیادگرفتن نیست.البته عبادت کامل وپرارزش اینست که شخص برای تحصیل معرفت در افریده های خدا بسیاربیندیشد
.نصایحی گهربار برای رهروان و منتظران...»
... »نقل شده است که امام حسن عسکری (علیه السلام) در نامهای گهربار برای ابن بابویه(1) رحمة الله علیه که از فقهای مشهور زمان خویش بوده است، چنین فرمودهاند
:"
امّا بعد، تو را ای پیر و معتمد و فقیهم، ابو الحسن علی بن حسین قمی، که خدایت برای کسب خشنودیهایش تو را موفّق بدارد و به رحمت خویش، از صلب تو فرزندانی صالح، عطایت فرماید، سفارش میکنم به تقوای خدا و بر پای داشتن نماز و پرداخت زکات، که نماز از مانعان زکات، پذیرفته نشود.و تو را سفارش میکنم به آمرزش گناه، و فرو خوردن خشم، و صله رحم و همدلی با برادران، و کوشش در (جهت رفع) نیازهای ایشان در سختی و آسانی، و بردباری در برابر نادانان، و نفقه در دین، و تربیت در کارها و رعایت قرآن، و خوشخویی، و امر به معروف و نهی از منکر کهخداوند عزّ و جلّ فرمود
:"
در بسيارى از سخنانِ درِگوشى (و جلسات محرمانه) آنها، خير و سودى نيست مگر كسى كه (به اين وسيله،) امر به كمك به ديگران، يا كار نيك، يا اصلاح در ميان مردم كند و هر كس براى خشنودى پروردگار چنين كند، پاداش بزرگى به او خواهيم داد )...
پس به وصیت من عمل کن و شیعیانم را بگو تا بدان وادار شوند. و برتو باد انتظار فرج که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "برترین اعمال امّت من، انتظار فرج است"، شیعیان ما همواره در اندوه خواهند بود، تا آنکه فرزندم ظهور کند؛ همان که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بدو مژده داد که زمین را از عدل و داد پر میکند، پس از آنکه از ستم و بیداد پر شده باشد. پس ای پیرو و شیعه من شکیبا باش و همه شیعیانم را به شکیباییفرمان ده که: "زمین از آن خداست، آن را به هر که از بندگانش خواهد به میراث دهد، و فرجام از آنِ پرهیزکاران است."(3) و درود بر تو و بر تمام شیعیانم و رحمت و برکات خدا بر ایشان باد."«
برگرفته از كتاب هدایتگران راه نور، زندگانی امام حسن عسکری (علیه السلام)، تالیف آیت الله محمد تقی مدرسی (با اندکی تغییر)»ما وبلاگ ساختیم و رفتیم از اینجا
اجرمان با پسر شیر خدا
اجرمان با شهید کربلا
اجرمان با سقای کربلا

حب الحسين رشته تحصيلي شماست
دانش سراي عشق و جنون شهر كربلاست
در مبحث حسين شناسي موفقيد
موضوع بحث سينه زدن پاي روضه هاست
تا روز محشر مدركتان را نميدهند
برگ قبولي همه در پوشه خداست
پايين كارنامه هر شخص نوشته اند
اين مهر سرخ مهر شهنشاه كربلاست



